|
چند دقیقه وقت بذار این مطلب رو بخون به سرزمین بی عدالتی ها خوش اومدی باز هم ناشکری! باز هم من! باز هم تو ! و همیشه او.... دوباره ، تکرار دوباره ها ... توبه شکستن ها... و باز یک سر این قضیه منم ! تا حالا به خودمون طعنه زدیم؟ تا حالا خودمونو رو چقدر کوچک کردیم(پیش اون بالایی)؟ اگه نه ؟! شرمنده ! فکری باید به حال خودمون بکنیم که داریم از آدمیت دور میشیم... اگه آره؟! هنوز مونده تا آدم بشیم! چون تازه خودمون و شناختیم. با آدمای زیادی برخورد کردم که توی این برخوردها خیلی ساده میشد فهمید که کی؟ اون بالای رو میشناسه که نمی شناسه و کی داره دم از اون میزنه! یکی میاد پیشت که دلش خیلی پره و با هر جمله یه آه میکشه بعد به یه نقطه خیره میشه و .... یکی از صدای خنده هاش بلند میشه ولی کسی نمیدونه تو دلش چه خبره! یکی هم از دور قیافه اش داد میزنه که تو دلش غم خونه ای برپاست. یکی بی خیال نه اون بالایی رو میشناسه نه کاری داره به این حرفا، صبح به صبح یه آنگ رو حوضی میزاره میره تو فاز خودش! یکی هم اونقدر غرق شده توی خودش که تا یه جمله بهش میگی، میگه آره! من هم فلانطور من هم بهمانطور من هم ... یکی هم اونقدر غرق شده توی تزویر و ریا که نمیتونی تا آخر عمر بفهمی این وری یا اون وری... یکی هم مثل .... نمی فهمه که چه کاری خوبه و چه کاری بد هر چه از دستشون بر بیاد انجام میدن! از این حرفام هنوز نمیخوام نتیجه ای بگیرم چون هنوز آدمای زیادی با خصوصیات متفاوت دیگه ای مونده ... تو نظراتون در مورد افراد دیگه ای که میشناسین بگید... اما میشه حدس زد من یا تو به کدوم گروه تعلق داریم! مگه نه؟! ساده اس!
|
![]()
خاطراتم سوخت تا لب های تو خندان شود
Home
|